کاش بر خیمه ی سبزت گذرم می افتاد

کاش بر خیمه ی سبزت گذرم می افتاد

کاش بر صورت ماهت نظرم می افتاد

کاش از چشم تر تو دو سه قطره باران

پسر فاطمه بر چشم ترم می افتاد

کاش در لحظه ی تاریک گناهان آقا

مرده بودم به خدا بال و پرم می افتاد

کاش از سوی تو ای صاحب ما یک قرعه

گریه و ناله به وقت سحرم می افتاد

کاش آن روز که در کرب و بلا می باشی

لحظه ای هم گذر من به حرم می افتاد

کاش هر جمعه که می شد، فقط از عشق خودت

فکر دنبال تو گشتن به سرم می افتاد

حسن نعیمی

/ 3 نظر / 20 بازدید
دختری از جنس پائیز

سلام دوست عزیز. خوبی؟ چه وبلاگ جذابی داری. چند تا از پستاتو خوندم جذاب بود.[گل] دوست خوبم تا حالا شده به وبلاگی سر بزنی که یک نابینا ادارش کنه؟[سوال] حالا من اومدم دعوتت کنم به وبلاگ من سر بزنی. خواهش می کنم دعوت منو قبول کن و بیا. منتظرت هستم بیا و با آمدنت خوشحالم کن[لبخند] راستی هر وقت آپ جدید داشتی حتماً خبرم کن. بیااااا! باشه؟[گل]

دختری از جنس پائیز

سلام خوبی؟ من تند تند آپ می کنم حالا هم با یه خاطره از روز تولدم آپم. منتظرم نذار باشه؟[گل]