پرواز ملکوت
 
یاد یاران سفر کرده بخیر

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/۳/۱۸ توسط عروج


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/۳/۱۸ توسط عروج


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/۳/۱۸ توسط عروج

یا زهرا ادرکنی

 

 

همه میدانند که مهدیه اسم مکان است و فاطمیه اسم زمان

و من منتظر روزی هستم که مهدیه اسم زمان شود و فاطمیه اسم مکان …

ای خاکِ درِ تو تاجِ سرها زهرا
وی قبر تو مخفی ز نظرها زهرا
تا باب شفاعت تو باز است چه غم ؟
گر بسته شود تمام درها زهرا
.
.
در زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان
و مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان
دل من در پی یک واژه ی بی خاتمه بود
اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود
.
.
ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت
زهرایی و خورشید غبار قدمت
کی گفته که تو حرم نداری بانو ؟
ای وسعت دلهای شکسته ، حرمت
.
.
با توام “در” با تو ، تا “دیوار”ها هم بشنوند
عشق یاسین است این یاسی که پرپر می کنی …

دگر پروانه بال و پر ندارد
نه بال و پر که خاکستر ندارد
مفسرها همه با خون نویسید
که قرآن علی کوثر ندارد
.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱٢/۱٧ توسط عروج

روز مادر مبارک


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٢/۱۱ توسط عروج

عشق با زینب(س) تبانی کرده است

سر نی در نینوا می‏ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می‏ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت‏بعد از آن طوفان رنگ
پشت ابری از ریا می‏ماند اگر زینب نبود
چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می‏ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمی‏ترین فریاد،در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می‏ماند اگر زینب نبود
در طلوع داغ اصغر،استخوان اشگ سرخ
در گلوی چشمها می‏ماند اگر زینب نبود
ذو الجناح داد خواهی،بی‏سوار و بی‏لگام
در بیابانها رها می‏ماند اگر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ،سیل انقلاب
پشت کوه فتنه‏ها می‏ماند اگر زینب نبود


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٩/۱٤ توسط عروج

آریا موبایل

حریمت قبله ی جانم/ بود حب تو ایمانم
تو را هر لحظه می خوانم/ رضا جانم، رضا جانم
منم مست ولای تو/ گدایم من گدای تو
نهادم سر به پای تو/ رضا جانم، رضا جانم
...
میلاد نور

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٧/۱٦ توسط عروج

دیروز از هر چه بود گذشتیم ، امروز از هر چه بودیم !

آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز !

دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود !

جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد.

الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم ، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم. (التماس دعا)


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٦/٢٢ توسط عروج

لوگوی دوستان
لینک دوستان
تمامی حقوق این وبلاگ برای پرواز ملکوت محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.